شب شب بی مثاله !!

ویژه شــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــب چلّه :

 بچه که بودم یه" ننه جون هاجر" خدابیامرز نامی داشتم که میشد به عبارتی ننه جون بابام و مام  واسه آسونی کار ،بش میگفتیم ننه جون !وگرنه اصلشو که بخوای حساب کنی میشده مامان مامان بزرگمون که بشن به عبارتی ننه جون الانی خودمون( فهمیدین چی شد آیا؟نیشخند) خلاصه ! این ننه جون هاجرما یه اتاقی داشت که توش همیشه بوی ویسک (ویکس ! از همونا که واسه درد پا وکمر واین حرفاست !) می اومده و بساط کرسی و چایی وسماورش علم بوده .خدا رحمتش کنه .من که چیز زیادی ازش یادم نمیاد (خب اخه چهارده سال که سنی نیست که بخوای بیست سال پیشو یادت بیاد:دی !) ولی مامانم میگه شب های یلدا دختر وپسر و نوه ونتیجه به صف میشدن ومیرفتن خونه شو ومیشستن پای کرسی شو و چای وهندونه وتخمه ونون قندی ونخودچی کیشمیش واینا  رو استاد میکردن و می زدن تو سروکله هم و یه فال وفولی هم میگرفتن و دخترپسرام از زیرکرسی هی پاهای همو نشگون مشگون می گرفتن و خلاصه  دم صب  که میشد دیگه برمیگشتن خونه هاشون و نهایت استفاده رو از یه همچین شبی میکردن ودقه به دقه شو خوش بودن و...

هووووووووووف ! دلم خواست!!

 

به هرحال ! واسه ما که امشب با شبای دیگه مون توفیر زیادی نمیکنه و مجردم که هستیم و کسی هم که واسمون شب چله ای نمیاره و به احتمال زیاد کسی هم تونیت فا ل حافظ مد نظرمون نمیگیره و این صوبتا !(آیکون یک عدد سمیه ی نخواستنی  !!!قابل توجه دوستانی که میگن خودشیفته ای !!) ولی واسه اونایی که نامزدی ،جفتی ، آشنایی چیزی دارن ،آرزوی دریافت کادوهای توپس وگرانبها می نمایم!

 

خورده گفته :

این پست درعرض کمتر از 5دقیقه  ودرآخرین دقایق کاری ،نبشته شد وجدانن!! گفتم که نگید این دیگه چی بود یه هو وسط هفته ای گذاشتی ما چیزی نفهمیدم واینا واینا !!!  الانم یه نفر از پشت سر یقه مو گرفته  که از شرکت پرتم کنه بیرون!!! یعنی اگه نجنبم دستم ممکنه لادر شرکت بمونه  !!! نیشخند

 

/ 37 نظر / 18 بازدید
نمایش نظرات قبلی
(((پیشنهاد بی شرمانه)))

امیدوارم قدر بزرگترهارو بدونیم و اگر از پیشمون رفتند براشون خیرات داشته باشیم و اگه هستند قدرشون بیشتر بدونیم و انشالله برای شما هم چله ای زیاد میارند.........................انشالله............من نفسم حقه............حالا میبینی....................[لبخند]

لیندا

چقدر از حسابداری بدم میاد دوباره امتحانا شروع شد [سبز]

مهشاد

سلااااااام عزيز دلم.سميه ي شب هاي تارم.خوبي مادر؟ در ابتدا تشكرات لازم رو بابت اون همه كامنت از شما مبذول مي نمايم دوم اينكه اين شب يلدا واسه منم همچين با شباي ديگه فرقي نداشت.فقط به اندازه موهاي سرم تخمه خوردم و آخر شب به اندازه موهاي سرم خودمو فحش دادم كه خاك تو سر شكم شلت. دلم يه نمه درد گرفته بود اخه

راز سرگذشت من

ایول یادش بخیر یه چیزی توی این مایه ها رو منم توی خونه خودمون یادم میاد قشنگ بود ... خدا قسمت کنه ...

حجازی

سلام سمیه عزیز پیغامت را دیر گرفتم . گفتم اگه الان جواب بدم از خواب ناز بیدار می شی . به یادت هستم در نیایش هایم .

امیرارام

انشالله یلدای سال دیگت جوری بشه که با شبای دیگت فرق کنه و برات شب چله ای بیارن و ... اینا و اونا و از همین چزا[گل]

نیلوفر

ببخشید. من سر برجها سرم شلوغ می شه. خوندمت. با مزه بود. منم دلم می خواد خبببببببببببب. راستی یه پست جینگولی گذاشتم. بیا حالشو ببر

ستاره

سلاااااااااااااااام به به ما كه تبريك عرض كرديم خدمتتون . ولي خوب با تاخيرات پسستون تاييد ميشه ... ان شاالله سال هاي بعدي خاص باشه و با آقا و ... اينا ديگه !!![نیشخند]

هاD

خدایی نکرده 34 سالته ؟ :))

مهدی

سلام دوست خوبم خیلی وقت بود لینکت کرده بودم. نوشته های وبلاگت به نظرم خیلی جالب اومد. در هر حال منتظر نوشته های خوبت هستم. اگر چه زیاد عادتی به دادن نظر ندارم. موفق باشی و خوش[نیشخند]