ز مثل زن، ح مثل حریر...

زنگ میزنم بهش.دلش خیلی گرفته ست ..میگه الان بچه نمیخوام .اگه باردار باشم نمیدونم چه خاکی توسرم بریزم..بهش میگم نزن این حرف رو.آخرش که چی.اشکالی نداره که ."خدا بزرگه " و "خدا بزرگه"  که میگن همین خدائیه که ماداریم دیگه عزیزم! .میگه گریه م میاد .خیلی. می پیچم تو کوچه ی معروف ،دست ِچپ !انگاری که این واژه واسم قد ِ یه دنیا غریبه وگنگ باشه، میگم چی؟؟ ! گریه واسه چی ؟ خیلی مصنوعی گفته بودم گریه واسه چی ظاهراً! چون ازصدای خودم تابلو وواضح ومبرهن بود که اصلا نمیدونم این گریه چی هست یعنی،جون خودم!

 میفهممش.ازجنس خودمه .زن ِ .حساسه. لطیفه .نیاز  داره که تو آغوشی امن گرفته بشه .سرش برسه به یه شونه ی محکم .گریه کنه . به پهنای صورتش اشک بریزه .نوازش بشه .هق هق کنه .آروم شه .دلگرم شه .حرفایی بشنونه که به امید ختم شه.الان توی وضعیتیه که انگاری تمام اجزای جسمش فرمان دارن که روحش رو به سمت افسردگی بکشونن.خیلی میفهممش ،خیلی.ازجنس خودمه .زن ِ.

میفهممش وکاش اونی که "مرد" زندگیشه  هم قد یه بند انگشت می فهمیدش.

 

*پیشنهاد اسیدی  میکنم قبل از ازدواج حتما ،صاف و رک و پوست کنده  از طرف مقابل بپرسید چقدر روحیات یه زن رو میشناسه ،چقدرمیتونه بفهمه  یه زن چی ازش میخواد وچی نمیخواد،چقدر میدونه کجا باید چه رفتاری انجام بده وکجا نباید ! پیشنهاد مو اسیدی تر میکنم و میگم ،قدرت تشخیص تو ن رو بالاببرید و فرق اینکه یارو داره  یه سری شعار مُعار سرهم  میکنه وتحویل میده یااینکه واقعا متوجه ست که چی داره میگه رو بفهمید! البته  فهمیدن و 2زاری افتادن بعضی از رفتارها هم فقط به گذرزمان احتیاج داره ! پیشنهاد اسیدی مو اسیدی ترترش میکنم ومیگم عجله نکنید ! بذارید حداقل از فاصله خواستگاری تا مراسم عقد ، چند صباحی بگذره ! (مثل بعضی ها نباشید که این دوشنبه میان خواستگاری دخترشون واون دوشنبه کارت عقد پخش میکنن !!) اصلا میخواین یه پیشنها د بهتر از همه ی اینا بدم  : عمرن اگه بخواین  ازدواج کنین، چه کاریه اصن ! والا به جونم ! :دی

/ 31 نظر / 15 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مریم

با پیشنهاد آخرت بدجوری موافقم عزیزم..

مهدی

سلام خانوم حسابدار که حالا پیام می دی اون پادگان صاب مورده یه کافی نتی مافی نتی چیزی نداره آیا که بشه آپ کرد آیا؟ یه دختر خوب در مورد نیروی هوایی کشورش اینجوری صحبت نمی کنه! در ضمن سربازی تموم شد و ما هم به جرگه حسابداران "خواهیم پیوست" ! دلم واسه تون تنگیده. در ضمن خعلی باحالی...[چشمک]

مهدی

راستی این گل واژه ها چیه تقدیم دخترای مردم میکنی؟ واسه چی مشتری مردمو میپرونی بی خیر؟! در ضمن شوهر کجا بود قربون شکلت که حالا تماااااااام دخترا نظر دادن که آرهههههههههههههههه! راست گفتی سمیه جون ازدواج نمی کنیییییییییییییییییم!

مسافر کوچولو

راستی لینکت کردم هااااااا بیان ببین این پارکی که رفتم قشنگه یا نه با همون 36 تا فیمی که دادی عکس گرفتم

نیــروانا

از این پیشنهادا هم خیلی دادیم هم خیلی شنیدیم .. مهم عمله..

صاحب شانه

نه دیگه خوب نمی خونی من چی نوشتم ! [نیشخند] منظور من اینه که هر فردی اول باید بدونه خودش چی می خواد و چی میدونه و می تونه چیکار انجام بده بعد دیگران محک بزنه ! ادم اول باید خودش بشناسه تا بتونه بگه برای ادامه زندگی با یه نفر دیگه چی برای عرضه کردن داره !

پروانه

زن همیشه محکومه.. یا به جرم دختری.. یا به جرم عاشقی.. یا به جرم مادری یا به حکم همسری.. تمام بایدهای دنیا برای جنس زن تبدیل به نباید میشن..

رضاکیانی

اگه منظورتون از ادم منطقی من هستم که فکر نکنم این جوری باشم که شما می فرمایید. اسم اون زرهپوش کبرا است و من اسم مقاله ای که برای مجله نوشتم گذاشته بودم کبرای زهردار برای اینکه جالبتر بشه. درباره خریدن تسلیحات من صاحبنظر نیستم ولی می دونم که دو تا بازار هست. بازار قانونی و بازار غیرقانونی (بازار سیاه). در بازار سیاه سلاح هایی از کشور صادر کننده توسط چندین واسطه به کشور مقصد وارد می شوند و چند برابر قیمت اون سلاح ها هم بین همین واسطه ها و فروشنده تقسیم می شه. عموما هم سلاح هایی هستند که صادرات اونها محدودیت داره یا ممنوعه. درباره بازار قانونی، اول کشوری که به سلاح نیاز داره نیازهایش رو توسط متخصصین داخلی یا مستشاران خارجی بررسی می کنه. بعد که نوع و تعداد سلاح مشخص شد اون رو به مناقصه می گذارند و تولید کننده های داخلی یا خارجی که سلاحی مشابه دارند سلاح هایشون در مناقصه شرکت می دهند وپس از کلی ازمایش و امتحان اون سلاحی که قیمت کمتر و کیفیت بهتری داشته باشه برنده مناقصه می شده و به تعدادی که قبلا توافق شده فروخته می شه. این قرار دادها عموما با فروش گلوله و خدمات تعمیرات و اموزش و اینها هم همراه هست .