هوا (جوی و روحی) نسبتا پس است!!

پاییز امسال خیلی نامهربون شده انگار!

ساعت چهاروپنجاه وهشت دقیقه است.من نباید اینجا باشم (شرکت) ولی هستم..به هم ریخته است همه جا .هم میز روبه روم هم میز دلم ! میز روبه روم پراز کاغذ ماغذ ودفتر دستکه که این عادیه برا یه حسابدار تمام وقت! ولی روی میز دلم چی ؟ اونو چیکارش کنم که خیلی ریخته وپاش شده ودستم بهش نمی ره که هرچیزیشو بذارم سرجاش!

راستی !من سالهاست یه درد کهنه قدیمی دارم به نام پا درد!!! خیلی پـــــــــــــــــــــــــــام (ودرمواردی کمرم)درد میکنه .دوا ودرمونم کردم ولی نظرآخر پزشک معالج این بوده که این درد عصبیه..نه سیاتیکه !نه رماتیسمه ! نه دیسک کمره ! گفته عصبیه ! عصبی!

اصباب مصبابم داغونه .خدایا یه مدت کوتاهی کسی رو دو رو برمن نفرست .یه مدت .قول نمیدم خوب شم ولی حداقلش اینه بدتراز این نمی شم!

خورده گفته 1:شده تاحالا برا چن لحظه یادتون بره "نفس "بکشید؟! من مدتیه اینجوری شدم!! نشسته ام به یه موضوعی فک میکنم بعد یه احساس بدی بهم دست میده شکل خفگی! بعد یادم میاد باید نفس بکشم تا خوب شم! به مامانم که میگم میگه : هیچ چیت به آدمیزاد نرفته ! آخه اینم شد درد!

خورده گفته 2:کلافه

/ 35 نظر / 4 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مرحومه مغفوره

قربون دل ابری حسابدار جوووونم.... یخده یا آقامون کار دارندا آ کاراشونا که ردیف کردندا خدمددوون میرسیم! وااااای دلم برای بریونی گلستان با اون دوووغای محشرش توی کوچه شلوغ تلفنخونه یه ذره شده! !‌ !‌ واااااااااااای من اصفهانمو میخوام! سه راه حکیم نظامیم رو میخوام! خیابون حسین آبادمو میخوام! خیابون فرودسیمو بده!

مرحومه مغفوره

دیروز امامزاده صالح تجریش بودم. دلم خیلی گرفته بود. نشسته بودم و آروم آروم اشک میریختم. وسط گریه هام وقتی چشام رو باز کردم همه جا تار بود. انقدر پلک هام رو به هم زدم تا یه ذره واضح شد و کم کم تونستم تابلویی که روبروم بود رو ببینم. روش نوشته بود: هیچ دعائی بی اثر نمیماند.... باورش داشته باش. حداقل اثرش اینه که سبک میشی.

یک پسر استثنائی

ضمنا در خصوص پست بالائی من چندتا گزینه توی ذهنم اومد: 1-خوابت نمیبره برای همین ساعت میذاری تا بخودت تلقین کنی که خوابی و باید زود بیداربشی................2-احتمالا میخوای بری مسافرت3- احتمالا برنامه حساب و کتابت بهم خورده میخوای از 2شب شروع کنی4-داری مردم آزاری میکنی تا خوانندگان وبلاگتو سر کار بذاری...............حالا کدومش بود؟[چشمک]