به رسم هرسال،یادداشت های یک کارگرتمام وقت!

اینروا همون سمیه ی کارگر ِتمام وقتِ سالهای پیش مامانمم ولی بی حوصله و بی انگیزه تر از قبل ..تمام دیوارهارو شستم..پرده هارو ..شیشه ها رو..به ازای هر یه دقیقه کارکردنم هم، به مامانم هونصد تا غرزدم که آخه این بند وبساط عید وسال تحویل و هلک وهلک مهمون بازی ینی چی ؟ اونم گفت غر نزن سمی ، امسال دیگه هرطور شده شوهرت میدم بری ، ببینم اینهمه بداخلاقیتو تحمل میکنه یا دو روزه میاردت وَر ِ دل خودم!!

منم گفتم ،مامان میزنم دنده ها و استخووناشو خورد میکنم و چش وچالشم درمیارم اگه یه درصد فک کنه ،من بداخلاقم مرتیکه ی بوووووووووووقنیشخند

 و دراینجا مث همیشه مامانم تسلیم زبون درازم شد و گفت حالا تا ببینیم قسمت چی میشه دخترم سمی! نیشخند

خورده گفته هام :

1-این دوروزه توی دانشگاهمون یه همایش ملی به اسم "ایده های نودرحسابداری وحسابرسی" برگزار شد که ازهمه شهرها مهمون شده بودن..بعد ازمراسم  ودرحاشیه های اون  (!)چنان آشنا شدیم با هم که دیگه همممممممممه شون سمیه رو شناختن و ازاین شهر رفتن!!از خود راضینیشخند

2- خیلی کمرنگ شده ام درفضای وبلاگستان ، مگه نه آیا؟ هی حسش نیست...هی نیست...

3- خدایا ،خیلی مهمه واسم ،اینکه کمک کنی بهترین تصمیمو بگیرم ..خدایا  ...

 

/ 15 نظر / 5 بازدید
نمایش نظرات قبلی
کاکاجنوبی

نیگا یه خونه تمیز کردیا :دی خدایا کمک سمیه حسابدار تمام وقتمون کن .

الهه ناز

یه چیز جالب بگم : من عاشق خونه تکونی عیدم میدونی من عاشق عیدم اما نه این عیدای دروغکی که فقط چهار روز تعطیله عیدای بچگیا که 13 روزش کامل تعطیل بودیم! امسال بنا به دلایلی که بو بردی نمی تونم خونه تکونی کنم! و دلم شور این همه کار روی هم تلنبار شده رو می زنه [ناراحت]

نسيم گلشن جان!

سلام! خدايا كمكش كن كه بهترين تصميمو بگيره! [گل][گل]

نيلوفر

باز اين نظر من ثبت نشده؟[عصبانی]

نيلوفر

دختر يه ذره اميدوار باش به آينده!

زهرا

آره خب. تقریبا بی رنگ شدی! خب به اون بنده خدا بگو بیاد پیش ما تحقیق. قبل از اینکه گرفتار و پابند بشه خودمون روشنش می کنیم. که تو هم دیگه زحمتت نشه یه دور بری و برگردی [نیشخند] خب بیشتر بنویس دختر خوب [گل] منم از این مهمون بازی های سال نو خیلی بدم میاد. هی هلک هلک از این خونه به اون خونه که چی بشه آخهههههههه؟؟؟؟؟؟ یکی منو روشن کنه خووووووووو

در بیکران آبی تو

سلام همه توي اين فصل سرو حال و شادن انوقت تو تازه يادت افتادي بخوابي. اي امان [گل]

ییلاق ذهن

چقدر خوشحال شدم که هنوز مینویسی [لبخند] خسته نباشی خانومی ایشالا رفتی سرخونه زندگی خودت میفهمی که چقدر مهمه برات عید خونه ات تمیز باشه [چشمک]

صاحب شانه

بداخلاق ! [نیشخند]