حســـــــــــــــــــــــــــابـــدار ِ فهیم !

قبل نوشت:

به علت های  :تعمیرات( عده ای آدم بنام پارتیشن بندِ بی تربیت پاشدن اومدن اینجا دارن سقف کاذب می چسبونن به طاق شرکتمون که مثلن خوشگلترتر بشه !به چه قیمتی آخه ! به قیمت خاک تو حلق وحولق ما رفتن؟به قیمت تعطیل نکردن تواین وضع ؟ایییش !یعنی من عاشق این رئیس شرکتمونم !عاااااااشق !)عصبانیزبان

 تقدیرات (دست نانجیب سرنوشت و شانس گوربه گورشده ی ما!!) زبان

و به هم ریختن تنظیمات( هیچ چی سرجاش نیست یعنی! زبان زلزله ی  بم باید پاشه بیاد سرخم کنه جلوی عظمت  یه همچین آواری که ریخته رو سر و هیکل ما وانوقت مام همچنان مشغول به  کار و فعال واکتیو و سندهامونم به روز!!)از خود راضی

به همون دلایل باد شده بالا ، یعنی همون بولد شده ی بالا ،فقط میتونم جواب کامنت بدم و اون مرام همیشگیم که می اومد وبلاگاتون رو باید یه مدتی ببرم بستریش کنم !مرخص که شد،ورش میدارم  دوتایی میایم پیشتونقلب

اصل مطلب :

چن روز پیشا ، بیکارنشسته بودم توخونه مون اینا ،بعد دیدم واقعنش حیفه که آدمی مث من همینطور بشینه یه جا وکاری نکنه که مثل همیشه که  واسه جامعه اش  و هم وطناش مفید بوده ،مفید نباشه !! از خود راضی بخاطرهمین چهارتا زانو نشستم کف اتاق و دوتا انگشت اشاره ام روگذاشتم رو لبم و با آب دهنم یه کم خیسشون کردم !،بعدچشمامو بستم و بردمشون به دوطرف سرم  و شروع کردم به حرکت دادن دورانی اونها ( آیکون یک عدد ایکیوسان اینا  که سمیه شون مائیم !! )بعد یه بیست دقیقه و خورده ای همینطور اینجوری نشسته م فک کردم و تمرکز کردم و طبق معمول ، نتایج بسیار مفید مند و شایان توجهی هم  پاشو اومد به من دست داد!

درهمین راستا ها  بود که من فهمیدم  این زندگونی موجودِ خیلی بیشعور وبی جنبه ای هستش که هرچی بیشتر محلش بذاری فک میکنه جایی خبریه و واست قیافه میگیره ! پس باید همیشه باهاش مث خودش رفتار کرد یعنی هرجا واست قیافه گرفت، توهم واسش بگیر قیافه هَرو ! وهرجا باهات راحت و رفیقونانه رفتار کرد، توهم واسش کم نذار وبهش محل بذار و به هم محبت کنین و  خلاصه خیر همدیگه رو ببینین!نیشخند

من فهمیدم که دراین که دنیای وا نفسا، هر کاری که بکنی پاشو  میخوری واین پای اون کار رو خوردن ! همیشه هم بد نیست و چه بسا که من یه کارخوب کردم پس پاشو بخوبی میخورم و چه بسا تو (طبق معمول من آدم خوبیم واون آدم بده توئی!) یه کار بد کردی پس پاشم بخور به بدی که حقته !از خود راضینیشخند 
(بعد من الان کشته مرده ی این کشفیاتمم !)

باری دوستان!

من درهمان بیست وخورده ای دقیقه به چه چیزهایی که دست نیافتم و یکی دیگر از آنها این بود که  فهمیدم بعضی وقتا ، یه چیز شاید کوچیک و بی ارزش باشه واسه تو ، ولی همون چیزممکنه واسه یه نفردیگه یه آرزو و خواسته ی بزرگ باشه ...پس همیشه هم فک نکنین چیزایی که دارین،کم ان یا کوچیکن واینا واینا!

خلاصه که من چیزای دیگه ای هم  خیلی فهمیدم !هرچند همه اینارو میدونسم ! فقط چون بیکاربودم تو اون لحظه واصلن هم بیکاری درخون من نمیگنجد، گفتم محض اینکه به خودم خوش بگذره دورهم ! واسه همین تیریپ ایکیوسان رو بگیرم ،تا هم کارمفیدی کرده باشم هم بیکار نباشم که بیکاری بد دردیه خواهر! نیشخند

خورده گفته هام :

1-راستی من یه چیز دیگه ام فهمیدم! اونم اینه که درپست های من ،قبل نوشت واصل مطلب وخورده گفته هام هیش ربطی به هم ندارن! هی گفتم بگم بهتون یادم نره!آخیش خوب شد یادم اومد!

2- یه خبرائیه ! خجالتشاید تو پست بعدی بهتون گفتم چی !شایدم تو پست بعدیش! هرشصخی هم که تونست حدس بزنه چیه،معلومه خیلی زحمت کشیده!نیشخند

3-راااااااااستی ! یه چیزی هم الان فهمیدم ! و اونم اینه که این آدمک نیشیه (نیشخند) چشاشو تکون میده ! یه چن ثانیه نگاش کنین خداییش !(نیشخند) دیدین ؟خنده

+ سمیه ; ۱:٤۱ ‎ب.ظ ; ٢٢ دی ۱۳۸۸