سمـــــــــــــــــــــیه انرژو !!

قبل نوشت :

 چند روزیه سراغ کسی از دوستای مجازی رو نگرفتم..وقتشو داشتم ولی باورکنین حوصله ش نبوده ووقتی هم حوصله م نباشه همون بهتر که خودمم نباشم!..امروز خواستم واسه تغییر آب وهوامون یه سری به  مانی  بزنم وبعد از زدن ِ سرم به وبلاگش ! یه هو یه لینکی دیدم  که  آب وهوام عوض شد!سبز خداییش ما هوس تغییر آب وهوا نکنیم سر وسنگین تره !

قبل از رفتن به لینک از همه کسایی که اینجا رومیخونن میخوام برای بدست آوردن سلامتی  مونا یه بار به خدا بگن: "سلامتی شو بهش برگردون ".چون معتقدم اگر "دعا" ی کسی درحق مونا مستجاب شد،دیگه نیازی به اقدامات بعدی نیست...

http://mona-zarei.blogfa.com/

اصل مطلب :

دس ِ خودم نیست.از اون زمون که تو دسته بندی نونهالان وکودکان بودم ، میزان رشد ونمو انرژی تو بدنم بیش از حد قد و هیکلم  بوده و واسه همین تا به الاندشم  که دیگه تو دسته بندی بزرگسالان قرارمون میدن،همچنان از تموم بدنم همینطور هی فِرت وفورت انرژی می پاشه بیرون! روزایی که حوصله ام از جاش درنرفته باشه و رو کوک باشم هرجا باشم ،اونجا روسرمه ! یعنی دودستی برش می دارم و میذارمش رو سرم ! تو محل کار که دیگه نگو ! شرکتمون که درود وسلام بر خودش وهرچی حسابدارشه باد ! از خود راضیماشالا هزار ماشالا چش نخوره ایشالا هرکی نگه ماشالا سوراخ سوراخ شِه شالا! انقــده بــــــــــــــــــــــزرگ  وجـــــــــــاداره و خیلی ام  اتـــــــــاق و اینا داره که جدن جون میده واسه انواع بازی و ازهمه مهیج تر سرسره بازی خجالت! یعنی اگه بخوام برم تو اتاق یکی دیگه ازهمکارا یا برم پای دستگاه کپی یا مثلندش برم تو آشپزخونه ببینم چی داریم واسه خوردن، اگه لی لی کنان و پرش کنان ولیزلیزک کنان نرم اصلا انگاری که نرفتم!نیشخند هرجا هستم باید بخندم وبخندونمخنده ..باید سرو صدا کنم..هوراباید همه رو دور خودم جم کنم .از خود راضی.باید حرف بزنم ..باید تعریف های خنده دار ومهیج کنم! شیطان انقدری که وقتی دیگه میرم کسایی که پیششون بودم رو تحت تاثیر تکیه کلامام قرارداده باشم!..

اما دیشب طی تحقیقاتی که نشستم روی خودم انجام دادم و طی بررسی های به عمل کرده ای که  روی خودم پیاده وسواره کردم، به این نتیجه رسیدم که " وجود قلمبه هایی ازانرژی  " نه تنها برام مفیدمند نیست بلکم ضررمند هم هست!  فهمیدم همونقدر که واسه خنده و مسخره بازی و پایه بازی واسه خل وچل بازی و خلاصه هرچی  شیطونیه بازی واین حرفاست انرژی کم نمی آرم واسه گریه و زاری و غصه و غم و آه و فغان هم کم نمی آرم ! فهمیدم خدا در من انرژی ای قرار داده که تو همه زمینه ها کاربرد داره !  چند وقتیه احساس میکنم روحم روغنکاری میخواد .احساس میکنم یکی زده به روحم و در رفته و  از قضا صافکاری هم می خواد ! (هرچند تحت تعقیبه !)از طرف دیگه ، یه توده بزرگ از  درگیری های ذهنی هم در کمال ناجوانمردی بهم حمله ور شدن وغافلگیرم کردن ... اینجور بگم که الان یه هفته ست که انگاری یه پیاز ِ گنده مُنده گرفتم جلو تخم  چشام و دارم خوردش میکنم! پیازشم پیازه هـــــــا ! معلومه کودش از اون کودا بوده  لامصتب! بهله ! اینجوریاس که ما از اینجا (شرکت ) هم  که میریم اونجا (خونه) میریم تو اتاق اونوریه مون و لامپشو خاموش میکنیم و می شینیم رو زمین ویه حوله میندازیم تو سرمونو یه کتری* آب جوش هم میذاریم جلو صورتمون ودوتا قطره گلابم میریزیم توشو و مخلص کلوم ،حالی میکنیم واسه خودمون بین بخار واشک و اشک وبخار وبخار واشک و اشک وبخار و صدای چیک چیک  قطره های اشک داخل کتری و....کلاً ما یه چیز خاصیم واسه خودمون!

*این  کتریه مال خودمه ! مصخوص بخورهامه ! اصلندشم توش چایی درست نمیکنیم !بهداشتم خیلی رعایت میکنیم ما درکل!

خورده گفته هام :

1- این اوضاع جسمی روحی ما که شلم شول وا  میشه، دیگه از اخبار وسیاست و ورزشم کناره میگیریم ! چه خبرا ؟ جدیداً جایی کسی رو نکشتن آیا ؟ ...

2-  به مخاطبین خاص : هیچکس جرات وحق اینو نداره که اعتقادات کسی رو به تمسخر بگیره! ختم زیارت عاشورای پست قبلی یه موضوع شخصی ودوستانه بود بین من وبقیه مخاطبین اینجا.. شماها اگه بی اعتقادین یا هرچیز دیگه ،بهتره تو وبلاگای خودتون جار بزنین ! اگرم وبلاگ ندارین من خودم طریقه ساختنشو یادتون میدم !! جالبیش  اینجاست که احساس باکلاس بودن ومتمدن بودن هم بهتون دست میده با نشون دادن بی اعتقاد بودنتون...من اصلا دوست ندارم کامنت دونیم تأییدی بشه لطفا رعایت بفرمایین!! ...

 

+ سمیه ; ۳:۱٥ ‎ب.ظ ; ۱۳ دی ۱۳۸۸