اصفهان و زنده رودش را عشق است!

قبل نوشت:

سخت دلتنگ حرم امام رضام.. سخــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــت ! هیچ جوری دلم آروم نمیشه...آقای مهربون،می دونی مامانم امروزچی بهم گفت ؟ گفتش یه چادرسفید برات دادم دوختن، دوست دارم اولین بار وقتی بپوشیش که باشوهرت میری پابوس امام رضا!!! این شد که سخت دلتنگت شدم! نیشخند

اصل مطلب:

رفقا ما امروزلذذذذذذذذذذذتی بردیما ! لذذذذذذذذت!!!( ذ، رو با صدا ی بلند وکشیده بخوانید تا شما هم ببرید!)

این اصفهان نصف جهان هست که خیلی ها  میگندا ، بنظرمن اگه زاینده رودش نباشه  بیخودی گفتن ! الان یکسالی می شد تقریباً که به خاطرنبارش بارون وکمبود آب و خشکسالی واین حرفا ، سد زاینده رود رو بسته بودن و به قول ما ساکنین اصفهان، لب ِ آب رفتن دیگه معنی خودشو از دست داده بود!. مثلاً این مدت ما یا نمی رفتیم اون دور وبرا یا اگرم می رفتیم دیگه از زور بی جایی بود !وقتایی بود که دیگه از میدون امام (شاه سابق !)گردی  وچارباغ گردی و نظرگردی (آمده است که نظرخیابانی ست که افرادباکلاس وژیگول میگول  به آن جا می روند! ای آقا ما را چه به این غلطا!) به ستوه اومده بودیم !

عید که شد انتظار داشتیم که لااقل واسه حفظ آبرو جلوی مهمونای نوروزی ام که شده ،آب رو باز کنن ولی زهی وزکی خیالات باطل اندرباطل ..آب کجابود خواهر! من یکی که خیلی دپرس میشدم وقتی میدیدم زنده رود به رحمت خدا رفته بود! بعضی روزا می رفتم ازکنارش پیاده روی بعد هی چشامو می بستم این قاچ ماچای وسط زمینشو نبینم! اون ماهی مرده های استخوون بیرون زده شو که میدیدم انگاری یکی چاقومی زد وسط جیگرم!!! احساس میکردم  دیگه ما اصفهانیا آبرو نداریم! عزت وجلالمونو از دست دادیم !ناراحت

خلـــــــــــــــــــــــــــــــــــا صه که این مقدمه ژاپنی ها برا این بود که  بگم : اِهم  اهوم ! بهله بهله ! چی فک کردین ؟ فک کردین ما کم الکی هستیم آیا ؟! نخیر! ما یک اوستایی داریم درشهرمان (البته قربونش برم اوستای شهرای دیگه وچه بسا کشورای دیگه وچه بساترش کلهم اجمعین اوستای همه ست!) به نام اوستا کریم ! انقده هوامونو داره که نگو! . با اینکه خودمون خوب می دونیم علت کم کردن محبت هاش ورحمت هاش خود خودمونیم ولی بازم به بزرگی خودش نگاه کرده وبه کوچیکی ما کاری نداشته. از صبح  تا الان که دیگه تقریبا نصفه  شبه داره بارون میاد..از اون بارونایی که روی مسئولین زحمت کش رو کم کرده ! ازاونایی که توی استانهای همجواراصفهانم خیلی اومده ! ازاونایی که باعث شد مرده رود ما عمر دوباره خودشو بدست بیاره و سدمون وا بشه ! هورااااااااااااا به افتخار اوستامون بزن کفوووووووووو! مرتب .مرتب .این چه طرزیشه برادرمن ! مرتب بزن ! (ای ول دستت درد نکنه ایشالا بیام عروسیت برقصم:دی)از خود راضی

من که اونجانبودم ولی میگن موقعی که آب بازشده ظاهرن باهاش عقده های مردمم واشده ! بزن وبرقصی بوده لب آب بیـــــــــــــــــــــا وببین!

اما امروز اونجا بودم..مسیرپل بزرگمهر تا سی وسه پل رو، پای چپ درزمین ،پای راست درهوا بعد پای راست درزمین پای چپ درهوا کنان ،(شما بخوانید لی لی کنان!)  طی کردم  وکلی کیفول شدم واسه خودم . انقده صحنه های رمانتیک دیدم وهی تودلم گفتم الهههههههههههههههی !انقده پسر ِیه شاخه گل رزبه دستِ منتظر دیدم که نگو! ته شو بگم :روز روز قرار بود! آب و هوا آب و هوای دونفره بود!...قلب(اینکاره هاش برن توحس! البته به شرط محرم بودن ها! )لبخند

راستی اینم بگم بعد این فاطمه وافسانه نیان بگن کوفت بخوری چرا یه تقدیروتشکر از ما نکردی ویه کم تبلیغ ماروتو این وبلاگت نمی کنی وازاین  گیرهای سه پیچی که همش میدن! نیشخند

به دعوت افسانه جون رفتیم سی وسه پل (آمده است افراد جوات وبی کلاس به این مکان زیاد میروند!) وایناروخوردیم : دوغ وگوشفیل ! آش رشته و کشک ! و چایی وقند ! و دیگه اینکه فاطمه قول داده به محض گرفتن حقوقش یه هتل آسمان توپس جهت صرف ناهار ماروببره! باتشکرازایشان وخانواده اقای رحیمی*!!!(فاطمه جون من که میدونم تو توی دلت این قول روبه ما دادی! نیست که من خیلی گوشام تیزه ،حرف دلتو شنیدم!نیشخند بچه پرررو هم خودتی !ایییششش)

خدایا هرچی فکرشو می کنما ،می بینیم امروز هیچ بنده ایت به اندازه من ، برات بوس نفرستاد !!! هیچ بنده ایت به اندازه من امروزقربون صدقه شکل ماهت نرفت ! هیچ بنده ایت به اندازه من هی فرت وفرت نگفت شکرت !مرسی !تنکیو مای گادم  واین حرفا ! الان تصورِ شکل ِماهتو که میکنم می بینم یه اخم خوشگل کردی بهم که بسه دیگه ! بنده که نباید انقده ننر ولوس باشه که ! جم وجور کن خودتو یه کم ! ولی من بازم میگم : شکل تو برم ! چاکرتم اسیدددددددی ! بوس بوس بوس ( آیکون راز ونیازیک چوپان که درقد واندازه فهم خودش با خداش صحبت میکنه ! به کسی ام هیش مربوطی نیست ! توقف بیجا هم مانع کسب است حتی شما موسی ی عزیز!)نیشخند

*خانواده ای که درآخرتمامی سریال های ایرانی ازشون تقدیروتشکربه عمل میاد! دقت کنین ازاین به بعدمیفهمین !

خورده گفته 1:درمورد قبل نوشت : برای من شوهرکردن از آب خوردنم آسونتر شده ...ازدواج موفق .ازدواج با کسی که لایقت باشه .کسی که بشه روش خیلی حسابا باز کنی...اونه که سخت شده...به قول آنی :

من آرزو ندارم ازدواج کنم. البته این توضیح لازم است که " آرزو ندارم"، مترادف"دوست ندارم" نیست اما هر ازدواجی، ازدواج نیست که! 

خورده گفته 2:من  بختیاریم ! یعنی به عبارتی ما لر بختیاری هستیم اصالتن . ولی ساکن اصفهانیم واصفهان رو خیلی دوست داریم! یعنی به عبارتی اصفهانی هارو دوست نداریم!از خود راضی+ آیکون یک نمک نشناس!

+ سمیه ; ۱۱:٥٥ ‎ق.ظ ; ۱٢ آبان ۱۳۸۸