حسابدارکمرباریک!

قبل نوشت:

ای شرکت عزیزی که من درتوکارمی کنم، ای مکان مقدسی که روزها یم درتوسپری می گردد! قربون اون اینترنت پرسرعتت،فدای اون ابهتت ،چقدرتوخوبی ومن هم قدرت رامی دانم!هی بعضیا قبلانا به من میگفتن توهی ازاینترنت شرکت استفاده شصخی واینا میکنی،میخواستم ازاینجا بهشون بگم ،الان که ازخونه مثلاندش اومدیم آپ کنیم،رسما تارهایی ازموهام سفیدشدازبس انتظارکشیدم صفحه پرشین واشه..خاک توسر دایال آپ خونه.زنده باد ای دی اس ال شرکت!!شیطان

اصل مطلب:

اِنقده خوبه !  اِنقدددددددددده خوبه ! انقد ه ه ه ه خوبه که نگو!!  (خواستی ام بگی بگو ولی نگی بهتره!! یعنی کیفش بیشتره نیشخند!!) انقده خوبه آدمیزاد بی جنبه باشه .دقیقاً عینهوی ِمن! مثلاً یه روز صبح،وقتی که بخوای کارهاتو کنی وبیای شرکت،بری سراغ مانتوهای پاییزیت ویکی شو برداری ووقتی داری دکمه شو می بندی ببینی که یه کم همچین بفهمی نفهمی نسبت به پارسال یه سایز ،حالا خیلی دیگه بخوای حساب کنی دوسایز گشاد شده ! اونوخ بری شلوارجین سورمه ایۀ خوشگل، خوشگله روهم که هفته پیشش خریدی و همچین یه کم تنگ بود ومی چبسید رو باهاش ست کنی و می بینی که انگاری اونم یه کم ،کمی گشاد شده!! بعد قاه قاهی از سر پیروزی وخوشحالی سربدی ،(عینهوی ِاین یارو جومونگ ایش ایشه بودا زبان! همون که بدم می اومد ازش ،مثل اینکه سرزمین های چوستان قدیم رو ازچنگال یارونامرده چی بوداسمش،همون نیمی دونم چی چیه درآورده باشی!) ودیگه وقتیم بیای شرکت ،از خانوم صادبپرسی که بنظرت مانتو من تنگ نیست خدایی نکرده آیا؟ ! زشت نباشه یهو جلوی آقایون؟ اونم بگه نه !تنگ تنگ که نه فقط کمرتون معلومه که باریکه !از خود راضی انوخ تو روبگی !!وااااای مدتها بود کمرت باریک نبود !باشنیدن این جمله بعدانگاری که دیگه غمی توی این دنیانداری ،از همون لحظه تابدین لحظه شروع کنی به ترک رژیم مژیم و اینا واینا ! حالا بخور وبه قول قدیما کی نخور!!چایی تو که قبلاً با یه نخود قند میخوردی الان با شوکولات کاکائویی مغزکاپوچینو ی ِسرشارازکالری بخوری..تو یه فنجون قهوه دوتا قاشق خامه بریزی و ..چیفس سرکه نمکی ِ روغن مالی شدۀ سرشاراززهرماروکوفت و اسیدهای مضروبد ِبدْ روبذاری توکشوی میزت وهی چن تاعدد روباهم جمع کنی هی یکی شو بخوری!.. بعدش ناهارم بخوری.. تازشم عصرم که برسی خونه بازناهارِخونه روهم گرم کنی بخوری!(نخــــــــیرهنوزمونده تا بـــِــــپُکم!!)نیشخندخجالت و بعدتازه شبشم اگه داداشت اینا (که طبقه بالازندگانی میکنن) اسنک بهت تعارف زدن (بدبختیای بیچاره فکرشو نمیکردن بگم آره می خورم چرا نخورم !)اونم بخوری وشبم که میخوای بخوابی بااینکه مسواک زدی ولی جمله وسوسه برانگیزخانوم صاد مبنی براینکه کمرت باریک شده رو هی تکرار می کنی ومیری یه لیوان شیرم میخوری و کم مونده که ساعت بذاری نصف شبم بیدارشی یه چیزی بخوری !!و دیگه از این بی جنبه بازیا واینا واینا!  شیطانخوب بود؟ نگفتم ؟ نگفتم انقده خوبه! نگفتم انقده خوبه که نگو ! دوست داشتیم بگو!

راستی اسم اون یاروخیرندیدۀ که انقدرجومونگ رواذیت میکرد یادم اومد فک کنم تِسو بود! درسته آیا؟!

خورده گفته 1: اصلن وعمرن شکمونیستم.به دفعات زیادمیخورم ولی به مقادیرکم خجالتقبلن ترها که وقت بیشتری داشتم و ورزش میکردم وباشگاه میرفتم وزنم همیشه ایده ال بود (پنجاه وسه چار پنش تا)ولی همینکه شرایطِ نامردم نذاشت دیگه برم باشگاه،سه چارپنش تادیگه اومدرواون پنجاه وسه چارپنش تای قبلی و اونم فقط باکم خوردن بایدجبران شه.من به همون سرعت که لاغرمیشم یه کم تندترش چاق میشم !امااین کاهش وزن اخیر دلیلش غصه بوده خواهر! غصه! هــــــــــی روزگار!هــــــــی!!نگران

خورده گفته 2:بعضی نظرات پست قبل خیلی برام جالب بود..عمرن فکرشونمیکردم با اون دوتاخورده گفته وبا اون جمله سرشارازناامیدی بالاسراون دوتاپرنده هه،کسی فک کنه حالم جدن خوبه..تازه بعدشم بگه خداروشکرایشالابهترم می شی!! تعجب

اینجارواول برای دل خودم مینویسم بعدبرای دل همراهای همیشگیم که باوجود چرت نویسیم دل میدن به حرفام! .نه کسایی که نخونده نظری بدن که هیچ ربطی به نوشته ام نداشته... بیخیال .به هرحال عالم وبلاگ نویسیم براخودش عالمیه با آدمای جورواجور..فعلن که دوستش دارم تابعدشم که خداوند مثل همیشه بزرگه!لبخند

خورده گفته 3:  سه روز مونده تا  8/8/88 .سبزنمیدونم چمه..

..............................................................................................

الان نوشت :

این حرفا روکه خوندم ،چشام سوخت ." زن " هیچ حقی تواین مملکت خراب شده نداره.. "زن " توقانون این مملکت حقیره.خیلی ام حقیره..

+ سمیه ; ۱۱:٠۳ ‎ب.ظ ; ٤ آبان ۱۳۸۸