...

قبل نوشت :

ویژه مراسم باشکوه ِ دیدار بسیاربسیارحیاتی وسرنوشت ساز جمعِ عظیمی از وبلاگ نویسان ِ معروف اصفهانی !(خودم می دونم آیکونش چیه! یه چیزی اونورتراز خودشیفتگی واین ورترازتحویل بگیرمنو !!) :دی

عذرمی خوام.پوزش می طلبم.من به زعم خودم طلب عفو ومغفرت می کنم !(آیکون یک دختر شرمنده با یک پیشانی ِ خیس! ) سایردوستان  محترم ومحترمۀ ِ اعلام حضور وابراز وجود کردۀ قرار ِ فردا !با شما هستم.منوببخشین  ...من که ازاولش گفتم ،شخصا ًراغب بود ه ام وهستم ،ولی به دلایلی مجبور به لغو این قرار(البته فعلنده ،ایشالا باشه برا آینده!)شدم .یکی ازدلایلش این بودکه ظاهرن دربسیاری ازموارد بچه هایی که قراربودهمدیگه روببینیم فقط منومیشناختن واینجوریم اصلاً مزه نمیده که !پاشیم بریم سریه قراری که همه فقط منوبشناسن! حالا یعنی  که چی اونوخ آیا! ؟ بهش که فک میکنم می بینم خیلی بی مزه ست .خیال باطلمن دوست دارم همه همدیگه رو بشناسیم بعد یه میتینگِ همچین باکلاس و با ابهت وباخیل عظیمی ازدوستان ِمشتاق دیدار،برگزار کنیملبخندپس فرصت رو دراختیارتون قرارمیدم تا برید بیشتراز اینا باهمدیگه آشنا بشید !!چیکارکنم دیگه من اصولاً ازاین فرصتا زیاد دراختیار دیگران قرارمیدمنیشخند  دلیل بعدیشم این بود که دوست داشتم مرحومه جان و انار خانوم وشهرزاد خانومم حتماً باشن که مرحومه میگه آبان ماه میتونه بیاد.انار خانوم میگه اصفهان نیست فردا وشهرزاد خانومم نمی دونم چرانتونسته بیاد ، ولی فک کنم سهمیه کارت بنزین این ماه ِ فرغونش تموم شده!!زبان دلیل ِ بعداز بعدیشم اینه که، اوووووووم خب راستش هیچ دلیل دیگه ای وجود نداره.همون دوتا دلیل خودشون کلَی دلیلن دیگه !

اصل مطلب :

نداریم!

خورده گفته ١:

یه زمانی می گفتن دورنگی خیلی بده.الان انقدر رنگ ووارنگی دیدم که آرزو دارم آدما همه دورنگ شن!

خورده گفته ٢:

دوسه روزیست که عاقل شده ام...آخیش! لااقل یکی از نگرانی هام کم شد.برم برسم به بقیه اش...

 

+ سمیه ; ٤:۱٩ ‎ب.ظ ; ٢٩ مهر ۱۳۸۸