دلداری جناب حافظ به دوشیزه یک سین+یک اطلاعیه جهت همشهریان اصفهانی!

زیاد اهل فال وطالع بینی واین حرفا نیستم..زیاد نیستم یعنی اونقدرا بهش اعتقاد ندارم که بخوام صددرصد  همون چیزی که فال گفته باورکنم وقبول کنم که همون میشه ..صبح که اومدم شرکت خیلی فکرم مشغول  بود .همینجوری الکی به ذهنم خطور کرد ازجناب حافظ یه سوالی بپرسم.جالبه خواجه حافظ شیرازی سراز کار ما درنیاورده بود که اونم درآورد!!،فهمیده چقدر دل وبالم این روزا زخمی وشکسته است،خواسته دلداریم بده بنده خدا! آخی خدا بیامرزدت که انقدر خوبی تو حافظ جان!

نیتم این بود: آخرش چی میشه؟

جواب حافظ این بود:

جوابیه  جناب حافظ!

 

شایدباورکردنش سخت باشه؛من این سوال رو امروز دوبار ازحافظ پرسیدم وهردوبارهم همین جوابو شنیدم..بخاطراین دوبارپرسیدم که دفعه اولش گفتم :جناب حافظ جوابت خیلی تابلوبود! میخواستی منو دلخوش کنی..(صبح اینو بش گفتم!) ولی الان که دارم میرم خونه،(ساعت چهارونیمه !)ازش خواستم یه جواب درست وحسابی بهم بده وبازم همینو بهم گفت..عجیباً غریبا ! نه بابا مثل اینکه قراره یه خبرایی بشه !

خورده گفته1:

سکوت...انگار بهترین راه وظاهراً آخرین راهه...

خورده گفته 2:

اطلاعیه !

مدتِ مدیدیه که قصد دارم وبلاگ نویسای اصفهانی رو یه جا همین دور وبرا دورهم جم کنم( ما چیمون از تهرونیا کمتره هااااااااااااااااااااااااا؟) علاوه براون ،بچه های حسابدار رو هم که تعدادشون ماشالا هزارماشالا زیاده .واینجا زیاد میان ومیرن رو هم همینطور! لذا به همین وسیله به استحضار همشهریای گرامی و حسابدارای عزیز(دانشجو هم باشی قبوله!!)میرسونم ،درصورت تمایل بهم خبربدید تا وقت ومکانشو تعیین کنیم ! درضمن سایرهموطنای عزیز وبلاگ نویس هم اگه خواستن بیان اصفهان وبا ماباشن،بیان ما راشون میدیم!!! (آیکون برید کنار را رو بازکنین .مهمون داریم واین حرفا!!)

پیشاپیش هم بگم اصلا با روز تولد من یکی نشه که به دو دلیل راضی نیستم :یک)می اوفتین تو زحمت واسه کادو واین حرفا! ((آیکون بچه پررووووو))دو) یه وقت آنی دالتون فک می کنه خواستیم از رو دستش نیگا کنیم! ایش!نیشخند

امضا :دوشیزه یک سین!

+ سمیه ; ٩:٢۱ ‎ق.ظ ; ۱٤ مهر ۱۳۸۸