دعاکنیم بارون بیاد...

فکرکنم کسی پیدا نمیشه که بگه من از اردیبهشت ماه بدم میاد. یا اگرهم هست درصدش خیلی کمه . اینو گفتم که بگم(عجب انشایی شد) من عاشق اردیبهشت وهوای بارونی شو ،گلهای بارون زده شو،سرسبزی و طراوت درختاشو ...خلاصه از اول تاآخرشو هستم. اردیبهشت های اصفهان که دیگه اصلا جای خود ...

یه مدتیه به خاطراضافه وزن 4 کیلویی که پیداکردم وباعث شده بچه های فامیل بگن تپل شدی دپرس شدم واسه همین خودمو گذاشتم توی رودربایستی وقسم خوردم ((به وطنم، دوستانم وخواهرومادراکبر(!!یه جکه نشنیدی؟)) که هرطورشده حداقل هفته ای سه روز پیاده روی کنم . درراستای همین طرح روزانه تا اونجایی که به قسمم لطمه نخوره، بعد ازپایان ساعات کاری ویک روزمشقت بارکه بیل زده ام وخسته ام، میرم ازسی وسه پل تا پل بزرگمهر روپیاده روی....تشوووووییییق لطفا!

اما واما ، ماتصمیم گرفتیم بریم  پیاده روی که دوباره رو فرم شیم اما  این چیزی که من ازطبیعت زشت زاینده رود میبینم، خودش  کمک بزرگی کرده که اگه یه روز به قسمم بی توجهی کردم ونرفتم لطمه ای به شخصیت حضار داخل پرانتز چند خط بالا وارد نشه!

ماجرا از این قراره که به دلیل کمبود بارندگی درسالهای اخیر وهمچینین به خاطراینکه اصفها ن شهر بسیارب سخاوتمندیه (برخلاف او ن چیزی که دراذهان عموم هموطنان هست)،مقدار زیادی ازآب این استان به استان های همجواری مثل  یزد داده میشه ،حالا با کمبود آب شرب روبه روشده ومجبوره که سد زاینده رود رو جهت جلوگیری ازمردن مردم خودش ببنده ! این امرباعث شده که زنده رود تبدیل به مرده رودی بشه که همه چیز از جنازه ماهی های مرده گرفته تا دوست دختران وپسران ارجمندی که جایی بهتر وپرت تراز وسط زاینده رود برای قدم زدن پیدا نکرده اند،درآن یافت گردد...

لذا بدینوسیله از کلیه دوستان مومن وبندگان مخلص خدا که میگن دعاشون ردخورندارده ،عاجزانه خواهشمندم جهت زنده شدن زاینده رود وبرطرف شدن روحیه خسته ما ساکنین اصفهان ،دعای باران از درگاه باریتعالی نمایند.

 

پی نوشت1: مومن دیدید سلام ما روهم برسونید خدمتشون!

پی نوشت 2:من ساکن اصفهانم ولی اصفهانی نیستم ...

 *

+ سمیه ; ۱۱:۱٢ ‎ق.ظ ; ۱٧ اردیبهشت ۱۳۸۸