عیش ونوش !

امروز واسه نمازصبح با بابام رفتم مسجد محل ! اصولاً من از محله مون فقط مسجدشو میرم اونم فقط ماه رمضونا اونم فقط نماز صبحا اونم به اصراربابا (خوابم میاد خو!!!)

بعد از نماز، حاج آقا شروع کرد به دعا کردن ومردم هم پشت سرش آمین گفتن. من مشغول تاکردن چادرنمازم بودم ودقت نمیکردم چه دعایی میگه وفقط آمین هاشو یواش میگفتم.تا رسید به این دعا:

"خدایا وسایل عیش ونوش جوانان ما را فراهم بگردان"

آقا ما رو میگی ! چنان آآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآمینی گفتیم که مسجد به لرزه در اومدخجالتنیشخند!بعدشم چشم بود که همینطور خیره شده بودن به سمت من تا ببینن این جوون آرزو بدل مونده کی بوده که یه همچین آمینی واسه یه همچین دعایی از حلقش در اومده !!!

 

خورده گفته1: این پست همسفر رو بخونین! دقیقاً میخواستم یه همچین پستی بذارم وقت نمیکردم!

خورده گفته 2: قبل نوشت های ویژه ماه رمضون ایشالا ادامه پیدا می کنه.خوبه؟

خورده گفته 3:قربون دل های پاک روزه دارهای عزیزی که پونزده ساعت گشنگی وتشنگی رو تحمل می کنن فقط واسه خود خدا...اگه الان داری اینجا رومی خونی، خواهش میکنم همین الان منو یه دعا کن.همین الان !خواهش!!( عجب گیری کردیا نه؟!!)خنده

+ سمیه ; ٢:۳۱ ‎ب.ظ ; ۱۱ شهریور ۱۳۸۸