یک سین، دختر خوب بابا!!

قبل نوشت:‌(ویژه ماه مبارک رمضان)

 الهی! رفتار من با تو، چنان است که انگار بر گردنت حق نعمت دارم ! تو مرا صدا می زنی و من از تو روی می گردانم... تو بر من، مهر می ورزی و من با تو نامهربانی می کنم...       تو با من، طرح دوستی می ریزی و من رد می کنم...  اما این رفتار ناشایست، تو را از رحمت و لطف به من باز نمی دارد

 

 الهی!   از تو ، تنها گوشه ای از لطف فراوانت را درخواست می کنم  نعمت هایی می طلبم که بدان سخت نیازمندم .. ولی تو از ازل، از آن بی نیاز بوده ای نعمت هایی که برای من بسیار ارزشمند است... و ادای آن، بر تو بسیار راحت و آسان.

 خدای مهربانم!  گذشت تو از گناهان و خطاهایم وچشم پوشی ات از اشتباهاتم و پرده پوشی ات بر کارهای زشتم ...بردباری ات بر زشتی های فراوانم که چه بسا از روی عمد بوده است   اینها .. آری همه ی اینها مرا به طمع انداخت که از درگاهت چیز هایی بخواهم که هرگز شایستگی آن را ندارم. چیزهایی که تو از روی مهربانی روزی ام کردی و قدرتت را در آن، به من نشان دادی و مرا با اجابت و پاسخ به آنها آشنا کردی.

 

د مثل دعا .خ مثل خدا 

 

 

 

متن بالا ،قسمت های ازترجمه دعای افتتحاح هستش که خوندنش بعد ازافطار ،حدودای ساعت یازد ه واینا خیلی میچسبه!! (کاری که من اصلا نکردم وهمش هی میگم امشب هی میگم فرداشب! ماشالا هزارماشالا خدا یه دوتا بنده دیگه مثل من داشته باشه ،کلکسیون بنده های پر رو و تنبلش تکمیل تکمیل میشه!!)

اصل مطلب:

بنده ،یک سین خانوم ، دختر خوب بابا از همین حالا واز همین بالا(روی منبرم الان !به به چه کیفی داره !) و پشت همین میز ،چشم در چشم این مانیتور هیز !، انگشت به روی همین کیبورد و درحضور همین مادر بورد (بخشی ازکیس!!) با دلی سرشار از گرسنگی و با ذهنی که به درستی کار نمی کند (فقط الان اینطوری شدما!) اعلام می کنم که بنده نه کارشناس مسائل دینی هستم نه اصلا میشناسم همچین کسی یو! نه از کسی خط می   گیرمو نه اصلا می دم به کسی خطی یو! نه خوشم میاد با کسی دعوا کنم نه دعوا می کنم کسی یو! نه دلم میخواد کسی فک کنه من خیلی خوبم و نه دارم خوبی ای یو ! نه اهل بحث سیاسی ام ونه دارم همچین جرأتیو ( البته جرأتم میخواد وجدانن! من الان بشم یه ادم سیاسی وخیلی کارهارو بکنم بعد بیام زل بزنم روی یه ورقه و بگم نکردم بهتره یا اینکه از اولش خیلی آبرومندانه ومردانه وارد این بازی نشم؟)

اییییییش ،بازم همکاران ! بازم اتاق فرمان ومثل همیشه بازم ترازی که باید بترازه !!زبان

اینا رو گفتم که بگم در خصوص پست قبل، تبادل افکار بسیاری شد .مرسی که نظراتتون رو اعلام کردین جدای از بعضی ها که کاملا موافق بودن  ظاهراً بعضی ها هم کاملاً برداشت وارونه ای ازصحبتام داشتن وبعضی هاهم یه ما مقدار کج و ماوج ! خوب خوبی این صحبتا به همینه که ادم با افکار دیگران هم آشنا میشه واگر جایی خودش هم داره اشتباه میکنه، متوجه می شه وبه صاف وصوف کردن خودش می پردازه! از بین نظرات دوستای گل وبلبل ،(خانومها گل ،آقایون بلبل!حالا برعکس!!)  نیشخند  نظر دوست عزیزم جناب آقای فتحی رو اینجا میذارم و جوابشونم همینجا عرض می کنم خدمتشون چون جوابشون طولانی میشد . اینجوری هم بهتره وهم نظرنهایی خودمم اعلام میشه ودیگه اینکه بازم شما میاین نظرمیدین و درپست بعدی به یه نتیجه نهایی خواهیم رسید که بالاخره آیا چه خواهد شد!!؟

 نظر ایشون:

شما از کلام دلنشین وحی رفتید توی اجتماع.........از اونجا مقایسه ای داشتید بین زمان شاه و زمان پس از انقلاب ...........من خودم آدم خوشگذرانی هستم و اگه با رفتار و کارم آشنا باشید اصلا امکان نداره از ظاهرم بگید: حتی این آقا نماز خوندن بلد باشه.....آره من یه مسلمون خوب نیستم..........همیشه هم نون بازومو خوردم...................به احدی وامدار نبودم چه این نظام و چه هر جای دیگه .....و توی هر جامعه ای به امثال بنده میگن: سرمایه.....حالا تا چه حدی درست باشه و تا چه حدی نادرست .....نمیدونم...............شما در مطالبتون به موجه از زمان شاه دفاع کردید...........من میخوام بگم اگر شهدائی چون باکری و همت و دیگران زنده بودند........شما روتون میشد توی چشماشون نگاه کنید؟.....خانم حسابدار عزیز ............شما از ارادتم بخودتون آگاهید ولی باز میخوام بهتون یه نصیحت دوستانه بکنم: هر چیزی رو حتی شوخی رو به حسابمون جدی مینویسند.

پاسخ یک سین:

خب اتفاقا من ازکلام وحی رفتم توی اجتماع که ثابت کنم خود خدا گفته نباید توی دین اجباری باشه(سند بالاتراز قران!؟)
اصل حرف من چیزه دیگه ای هستش واگر دقت بفرماین از مطالب من هم همین نتیجه حاصل میشه که خوشگذران بودن ویا ظاهر غیرمعمول داشتن هیچ ربطی به بی اعتقاد بودن یا نبودن افراد نداره..من اگراسمی اززمان شاه بردم وباالان مقایسه اش کردم قصدم تایید اون دوره ویا تخریب این دوره نبوده !صحبت من اینه که مردم دراون زمان راحتتر می تونستن همونی که هستن باشن یعنی اگر کسی دوست داشت نماز بخونه می رفت مسجدواگر کسی دوست داشت مشروب بخوره میرفت میخونه !نه الان که همچی درخفا و ریا ست!! طرف میاد مسجد نماز میخونه(یا برای ریا یا برای پست ومقام وخلاصه برای هرچیزی غیرازخدا!!) بعد میره درخفا(حالا توی خونه ،یاهرجایی که پیدانباشه )مشروب میخوره!!
 شهید همت وشهید باکری وهزاران شهید عزیزی که خالصانه رفتن واسه این آب وخاک هم اگر الان زنده بودن ، نه تنها توی چشمشون روم می شد نگاه کنم بلکه ازشون سوال می کردم ایا واقعا این دینی که شما اون زمان براش جونتون رو گذاشتین همین دینیه که الان داره پیاده میشه؟ !!! شما واسه چی ها رفتین و الان کشور برپایه چی هاست!!!! شما خودتون کلاهتون روقاضی کنیدوخداییش بگید درصد فساد توی اون دوره بیشتر بوده یا الان؟ هزاران درصد دیگه هم میشه گفت ومقایسه کرد ولی بحث اینجا فقط روی دینه .من باز هم تاکید میکنم که قصد تایید دوره وزمونه شاه روندارم (مسلماًهیچ حکومتی بدون ظلم و ستم وفساد و...نبوده ونخواهد بود ورژیم سابق هم دست کمی از رژیم کنون نداشته ) فقط صحبتم اینه که اون موقع معنی واقعی آیه مبارک لااکراه فی الدین اجرا میشد و این همونیه که خدا میخواسته ..
از نصیحت دوستانتون هم ممنونم اقای فتحی ولی من اصلا هیچ شوخی ای توی این پست نداشتم که از به حساب رفتنش توی پرونده ام بترسم...مرسی از نظرتون.لبخند

خورده گفته اول وآخر : یه جمله خیلی قشنگ : زمین که می خوری ،دست خالی بلند نشو...

یه حرف حسابدارانانه :!! ایشالا که هیچوقت توی زندگیتون زمین نخورین ولی زندگی بی زمین خوری هم نمیشه ! پس سعی کنین توی سختی هاش ،دنبال زیبایی هاش ، هم باشید وزیبایی چیز خارق العاده ای نیست..

+ سمیه ; ٩:٤٢ ‎ق.ظ ; ۱٠ شهریور ۱۳۸۸