صاحب اصلی....

صداش هنوز توگوشمه.. اون صدای گرم ومهربون. خدایا مگه یه جمله چقدرمیتونه قدرت نفوذ توی اعماق وجودرو داشته باشه که تا این حدمنو بفکربرده..؟هیچوقت خودمو اینطوری ندیده بودم..

ازاتوبوس پیاده شدم و توی عالم خودم بودم..صبح بو د و مسلماً چون اول وقت بوده همه عجله داشتن به کار وزندگیشون برسن.احساس کردم کسی درخواست کمک میکنه.سرمو که برگردوندم بطرف صدا، یه آقای روشندل نسبتاً جوونی رودیدم که میگه :آقا اگرممکنه منو بذارید اونطرف خیابون. کسی حواسش نبود.رفتم طرفشو گفتم: ببخشید من خانمم!  میتونم کمکتون کنم اگرمایل باشین. تشکر کرد. توی یه دستش عصای سفید بود وتوی دست دیگه اش یه کیسه پرمحتوا! مونده بودم دستشو چه جوری بگیرم! یا اصلاً بگیرم یا نگیرم !!ماشین ها بخاطرما یه مقدار سرعتشونو کم کرده بودن.نصف خیابونو که طی کردیم متوجه شدم دستشو گرفتم ..یه حس خیلی خوبی تومایه های نیکوکاری واینا بهم دست داده بود بدجورِ ناجور!! وقتی رسیدیم به اونطرف خیابون بهش گفتم: خب آقا !جلو ی شما یه بانکه، دست راستتون پمپ بنزینه دست چپتونم نون وایی!! امردیگه ای با من ندارین؟! خیلی آروم گفت:چرا ! یه سوال دارم میتونم بپرسم "صاحب این دستای مهربون کیه؟!" خندیدم وگفتم: س....هستم! خیلی آروم تر گفت: " نه! صاحب اصلیش رو میگم! اونی که خیلی خوشبخته..." موندم توی سوالش ... سرمو انداختم پایین، بدون خدافظی برگشتم به اونطرف خیابون و وقتی رسیدم شرکت دراتاقمو بستم و تاظهرفکروذهنم مشغول شد...

صداش هنوز توگوشمه.. اون صدای گرم ومهربون. خدایا مگه یه جمله چقدرمیتونه قدرت نفوذ توی اعماق وجودرو داشته باشه که تا این حدمنو بفکربرده..؟هیچوقت خودمو اینطوری ندیده بودم..

خورده گفته 1: ماه رمضون، اسمش ماه مهمانی خداست! از خدا میخوام هرچی که توی این ماه واسه بنده های خوبش درنظرمیگیره، هرچیز خوبی که توی شبهای قدربرای اونها مقدرمیکنه،هرتوفیقی که به اونها می ده، سهم ما بنده های بدشم بذاره کنار...(من خودمو میگم بد! وگرنه شما همگی خوبید انشالا!)

خورده گفته 2: کاش یه روزی توی زندگی وجود داشت بنام "روز بدون کاش" ! اونوقت اگر به من میگفتن بدون کاش هرچی میخوای بگو تا برآورده بشه، من میگفتم: ...کاش هیچ انسانی نقص عضو نداشت،کاش همه دلها شاد بود، کاش هیچ فقیری روی زمین نبود، کاش کسی مشکل مالی نداشت ،کاش هیچ زندگی ای ازهم نمی پاشید،کاش همه به اون چیزای خوبی که میخواستن میرسیدن...(البته کاشش رودیگه نمیگفتم اونروز!)

درآخر هم از فرصت سو استفاده میکردم ومی گفتم: کاش این روز جهانی بدون کاش، هرروزتمدید میشد!!

خورده گفته 3: بعضی ها چه کارهایی میکنن ها !واه واه واه! یعنی چی اونوقت؟همینجوربی مقدمه!بی توضیح...من شخصاً ازاینکه ازدوستای مجازیم بی خبربشم،خوشم نمیاد...البته نمیدونم دلیل اینکاراقای یگانه چی بوده .شاید خودمن هم یه روزی اینطوری جدابشم ازاین دنیا ی مجازی ولی ...نمیدونم ! بیخیال.

+ سمیه ; ۱٢:٢٢ ‎ب.ظ ; ٢٩ امرداد ۱۳۸۸