خطاب به مدیریت مالی دو: بی شی ن بی نیم باااااااااااااااا!!

 اهم اهوم !

همینطور که مشاهده می فرمائین ، من سمیه ای  هستم که بعد ازهونصد روزی که نیومده بودم وبلاگستان ،  امروز تشریفمو آوردم  ومیخوام  بگم که کلیه حرفای زده شده درپست قبل رو مبنی براینکه ""وای امتحان وای امتحان ""،""وای مدیریت مالی دو ، وای مدیریت مالی دو ""رو دودستی پس می گیرم ومیگم که ای بااااااااااابا !! آخه مدیریت مالی دو هم عددیه ؟؟ نه میخوام بدونم دربرابر مغز تپل من که پر از هوشه ،آخه این درسام ترس دارن آخه ؟؟ نه میخوام بدونم ینی کسی بود که فکر کرده بود ممکنه من از همچین درسی بیوفتم ؟؟!!از خود راضینیشخند نه میخوام بدونم ،ینی چه فکریه که باخودش کرده بود اگه همچین کسی بود!!

ای جاااااااااااااانم، خوشحالی !

ای جااااااااااااااانم ،شادمانی !

ای جاااااااااااااانم هلهله  و کف  و پایکوبی!!!

 

خب! حالا ازاونجائی که من هیچموقع  تهنا خور نبودم واصلندش بدون حضوررفقام چیزی از گلوم پائین نمیره ،  میخوام همونطور که دراسترس این امتحانا همه تون رو شریک کردم ،الان  در " هااااااااااااای" و" آخیییییییییش "  ِ شش هم شریکتون کنم !

حالا همگی باهم صرفنظر از مکانی که هستین و دارین  این پست رو میخوونین  ، (سرکار یا تو خونه یا تو کافی نت یا تو تاکسی یا تو بانک ، یا حالا هرجای دیگه ش به من رفطی نداره ،  مشغول به زُمبه بشی اگه اینکاررو نکنی!!)  بسلامتی ِ پاس شدن مدیریت مالی دو  و گذروندن امتحانات پایان ترم من ،   و به جهت شریک شدن دراین جیگول جفنگ بازی آ ،  واسه چنددقیقه حرکات زیر رو انجام بدین! :

قشنگ پاشو وایستا عزیزمن ! آ باریکلا !

حالا بیا !! بیا بیــــــــــــــــاااااا !!  آها آهــــــــا ! آها آهــــا !(3مرتبه )

 بچرخ ! (1 مرتبه )

هووووووووووووبکش :

یووووووو هووووووووووووو!!  هوووووووووووووو!(2مرتبه )

حالا بزن کفوووووووووو ! !

حالایه چرخ ِ دیگه

 حالا بیا !!  آهاآها ! آها آهـــــــــــــا!!! (3مرتبه !)

خب الان اگه اینکارا رو کردی، میتونی بفهمی که چه حالی داشته ،آدم بعد از سه هفته امتحاناتش تموم شه و همه روهم بانمره های همچین خوب ، پاس کنه وبعد برای تک تک روزهای یه هفته استراحتش تا شروع ترم جدید ، برنامه های شنگول منگولانه بچینه !

روز اول : رفتن با دوستان دانشگا به پاساژ گردی وخرید ! (دوستای اصفهانی ، درجریان باشین که الان مجتمع پارک و کوثر و بلوار و جشنواره  توی نظر  به قیمت ها  off زدن و میشه مثلا چکمه ی 200تومنیه اول پائیز رو الان خرید 100 تومن! واگه میخواین هرچی بخرین ، یالاهمین الان بخرین!)

روز دوم : قرار نهار  با خانوم صاد عزیزم و رفتن به رستوارن آتیشگاه و بعدشم کوه و چایخونه ی سیب  و موسیقی و درد ودل  و بعد ترشم عکاسی های هنرمندانه ای ایشون ازمن که برای هرکدومش هونصد بارژست گرفتم و آخرشم یه عکس درست وحسابی ننداخت بچه م! نیشخند و بعدشم لائی کشی و دیریم دام دام دادام دام دام های  توی ماشین و خلاصه که یه شب خععععععلی خوب!

روز سوم : قرار نسکافه  خوری کنار زاینده رود  و بعدشم جرأت دادن به خودم واسه  پیاده روی کنارهمین زاینده رود تا پل بزرگمهر با دوستی که هرجا میدید صدام میلرزه و اشکم اومده پائین باتمام وجودش بغلم میکرد و میگفت هرچیزی لیاقت میخواد سمیه ...لیاقت .لیاقت...

راستی این همین دوستیه که دیشب ازش خواستم بره برام تو سایت و نمره مو ببینه و بعد به خواهرم بگه و منم درگوشم رو بگیرم و خواهرم با اشاره بهم بفهمونه که چند شدم ! وگرنه من اصلا نه جرات دیدن خود نمره رو داشتم نه شنیدنشو!! 

روز چهارم : همین امروزه که سرکارم  و دارم فرت وفورت اینا رو مینویسم وقراره عصرشم با یکی دیگه ازدوستای دوران کاردانی م که مدتهاست میخواسیم همدیگه رو ببینیم ونمیشد ویهو امروز قراره که بشه!

خورده گفته هام :

1- خدائیش آدم وبلاگشو نداشت ، چیکار میکرد ؟؟ این هوارتا دوستای خوب رو نداشت چی ؟ !.. که یکی ازهمین هوارتا دوستای خوب ، بهت بگه من واست تحقیقتو آماده میکنم تا  بدی دست استاد ! که همین یه دوست خوب، سنگ تموم بذاره واسه اون تحقیق و چنان وقتی صرف کنه که تو همش بگی ای جااااااان ! عجب مرامی !ینی ای جااااااااان ! (بعد ای دوست خوب، میخواسم بگم من دیگه تا آخر درسم ،تابیام دکتری مو بگیرم ، واسه تمام تحقیقات و پروژه ها و حتی پایان نامه ام ، روت حساب بازکردم ازبس خوبی !! باشه ؟؟نیشخندخجالت)

2- میگم که روزای پنجم ششم هفتم هشتم، هم هست تا شروع ترم جدید ! هرکس میخواد با من بیاد بیرون ازهمین الان باید اقدام کنه ،اولویت هم باکسائیه که زودترثبت نام کنن!! بهههههههله!از خود راضینیشخند

 

+ سمیه ; ۱٢:۳٢ ‎ب.ظ ; ۱۸ بهمن ۱۳٩٠