قراره که بعله !

صد دانه از  غم

دسته به دسته

بانظم و بی نظم

اینجا* نشسته

 

 

* اشاره دارد به دل ِ شاعر ،درشب یلدا!  :دی

 

 

قراره شب یلدا بابام آبجی های محترمه رو دعوت کنه خونه ی جدید(جریان داره این خونه ی جدید)  ..بعد قراره بساط جوجه راه بندازه برامون. بعد قراره مامانم آش پخته باشه .بعد قراره من همون آشه رو باسرکه وکشک وپیاز داغ و این صوبتا ،بخورم .بعدش قراره انار بخوریم.بعدشم حرف بزنیم .بعدشم بخندیم.بعدشم قراره من اصلا نزنم تو حال شو ن ..قراره منم تظاهرنکنم به خنده های الکیه .قراره بخندم  انگاری، راستکیه  راستکی! قراره محکم باشم ...

چندروزپیش ، دوستام دوره م کردن ..باهام حرف زدن ..هرکدومشون یه نصیحتی کرد منو..ته حرف همشون این بودکه داغون کردی خودتو. برگرد و بگذر و سمیه شو..همون سمیه ی شاد. و من تحت تأثیر قراردادم خودمو  و قسم خوردم.حالا قراره از اول زمستون ،سعی کنم بهاربشم...البته حالا من سعی مو میکنم ، بعد اگه نشد هی نیاین غربزنین به جونم که ال وبل آ ! گفته باشم!  :دی

آرزو دارم یه یلدای شاد برای همه دوستام، چی از این بهتر آیا؟ (آیکون لبخند ملیح!)

یه بازی هم اینجا داریم  راسی ! انقده راحت میشه فهمید من کدومم که نگو!!!

+ سمیه ; ۱۱:٥٩ ‎ق.ظ ; ٢٩ آذر ۱۳٩٠