یجوابیه نامه س پ ا ه !!!

گرگ ها خوب بدانند در این ایل غریب

گرپدر مرد تفنگ پدری هست هنوز...

گرچه مردان قبیله همگی کشته شدند

توی گهواره چوبی پسری هست هنوز...

توی وبلاگ  خانم ویولت خوندم که س پ اه پ اس داران بیانیه داده که میگیریم تون ومی بریمتونو ومی زنی متونو از این حرفا اگه بخواین توی وبلاگاتون مردم رو تحریک کنین وجو مملکت رو مغشوش کنین!!...

حالا از اونجایی که من دختر شجاع ونترس ودلاور وراشدی ! هستم ، میخواستم خدمت برادران عزیزم  درنیروی م ح ت رم س پ ا ه پ ا س داران ان ق لاب اس لا می!!! ازهمینجا سلام وخسته نباشید عرض کنم وبگم برادر عزیزم ! سرکارپ اس دار ، تاحالا شده به معنی عنوانی که روت گذاشتن فکرکنی؟ تو یه پاس داری ! پس چرا پاس دختران وزنان و پسران ومردان (بی گناهی) رو که به عینه دیدم چطور کتک شون می زدین رو نگه نمی دارین؟!!!!!!!!!

بله اونا شاید از نظر شما وهمکارای گرامی تون گناه کارند چون آشوب گرن واوباش واغتشاش گر!اما  قسم می خورم به خدای واحدو یگانه که  بی طرفانه این حرف رو می زنم و اصلا هم قصد وعرضی ندارم که با  این نظام مقدس درافتم ، من به عینه دراین تظاهرات اخیر ،شاهد تخریب اموال عمومی و اموال خصوصی مردم به دست نیروهای محترم ضد شورش شما بوده ام .بله ! با همین دوتا چشمام دیدم که ماموران عزیز تون چه طوری باطوم هاوسایر ابزار الات متعلقه شونو به شیشه مغازه های مردم وماشین هاشون وحتی  به بانک ها (!)می زدند و  ... بله ! من بودم اونجا (فقط به عنوان عابر) که برادر موتورسوار نظامی ام وقتی دید یه عده  بی دفاع وبی گناه کنار پیاده رو تکیه داده ان تا درصورت خلوت شدن ، از مهلکه بگریزن واصلا ربطی به متظاهرا ندارن، تغییر مسیرداد وباسرعت هرچه تمام تر همه رو زیرگرفت وریخت رو هم وچن تا گازداد روشونو ورفت..!!!(همه که عرض می کنم ازبغل دیوار به ترتیب شامل: یه خانم مسن ،یه خانم جوون، یه اقای مسن ، بازیه اقای مسن و من !)

حیف حیف وصد حیف که اصلا دلم نمیخوا د بیاین بگیرین وببرینم و... وبعدش بکشینم!وگرنه می گفتم انچه را نمیگویی برادر س پ ا ه ی عزیزترازجانم !!

 

پی نوشت1:  ای خدا.... خودت می دونی چمه! پس خودتم یه لطفی کن بده!!

پی نوشت 2: دوستان عزیزم ،خوانندگان محترمم ! منم خیلی دوستون دارم!، اگه دیدید خبری ازم نشد، بدونین که بی صبرانه درزندان منتظرموز ورانی های شما(باطعم هلو لطفاً) هستم...!!!

+ سمیه ; ۱٢:٤٢ ‎ب.ظ ; ٢۸ خرداد ۱۳۸۸