تلخ م.

تلخم.

وتلخ تر از این میخواهی مرا؟

چرا حس میکنم

چون کودکی بی سرپناه

بدون راه وچاره

مرا از آغوشت رها کرده ای...

مگرمن همیشه صدایت نمی زدم

"ای مهربان خدای من "؟

تلخم ،

وتلخ تر از این می خواهی مرا؟

 

............................

مشکل ، پشت مشکل.یکی از یکی تپل تر و توپس تر!!این ترم یه درس داشتیم که توش یاد میداد چطوربا مسائل ومشکلات پیش اومده برخورد کنیم ..دیگه هیچ "رویکردحل مسئله ای " هم واسه حل این مشکلات به دردنمیخوره ! امتحان کردم.

آخرین پستیه که دارم از این شرکت میذارم ..گودپای پارتی به همراه اشک ..اشک فقط واسه جدا شدن ازخانوم صاد ...همکارخوبی که مطمئنم هیچ جای دنیا ،نمیتونم حتی مثلشم پیدا کنم ...

دنبال کارم.محیط امن و safe وآروم..اگه دانشجونبودم که همین لحظه سریه کاردیگه ای بازم حسابدارتمام وقت میشدم ،مشکل همینه که کمترجایی باشرایط دانشجویی حسابدارمی پذیرن.

دوستم دارین؟ دعام کنین!

+ سمیه ; ۸:٢۸ ‎ق.ظ ; ٧ تیر ۱۳٩٠