صدائی به رسائیه هلو !

* چندشب پیش زنگ زدم به خانوم دال یکی از همکارامون که واسه بازگشت خانوم صاد به شرکت از گل ِ تیام که نزدیکه خونشونه و یکی از گل فروشی های معروف اصفهانم هستش (وخدائیشم خیلی کارش بیست وتاپه ) سفارش گل بده و باخودش بیاره شرکت تا بذاریم توی اتاقش. فرداش که اومد شرکت بهم گفت :دیشب که صحبت میکردی خواهرم صداتو شنید و گفتش این همکارت عجب صدائی داره واسه 118 و اجرا واین جور برنامه ها !! منم بهش گفتم به خواهرت بگو تازه شم خودشو ندیدی عجب تصویری داره ،جون  میده فقط واسه اینکه آدم بره خواستگاریشنیشخند

 حالا من موندم با این پیشنهاد وسوسه برانگیز که قبلن ترهام هی اینو و اون بهم میگفتن  چه حالی کنم ! برم تو 118 بگم :  راهنمای فلان ، بفرمائید ! یا برم رادیو جوان "جوون ایرونی سلام " اجرا کنم ! شایدم برم 20:30 اصلندش!سبز آخه حیف این همه استعداد نیست که داره تو این مملکت هدرمیره ؟!از خود راضی(قربون خودم برم من !)

خورده گفته هام :

* خدایا سهم برف وبارون امسال ما حسرت است آیا ؟ یعنی چی که حتی بی آب وعلف ترین شهرهاتم که انقده هواشون همیشه آلوده س (!)داره برف میاد واصفهان آفتابیه و سوز وسرما ؟ها ؟

**  "هرجا چراغی روشنه / ازترس تنها بودنه ...ای ترس تنهائی من/ اینجا چراغی روشنه ..."  صدای داریوشه که میخونه !

 (بی شعورا هرکاری کردم لینک دانلودش رو بذارم ،نذاشتن ! همه جا از دم تا پس فیلتره! نشون به اون نشون که الان دوسه هفته س که فرهنگنامه دهخدا هم فیلتره !! فک کنم اون یارو فیلتر چیه هنگام انجام وظیفه ،  بدجوری عشق این کار گرفته تش !! خاک بر سرت با همه آره با فرهنگنامه دهخدا هم آره ؟ )

+ سمیه ; ۱٠:۱٢ ‎ق.ظ ; ٢۳ دی ۱۳۸٩