از خود گذشتگی

رفته بودم توی زیرزمین آبغوره بیارم! از آبغوره های پارسال 2 تا دیگه بیشتر ته صندوق نبود. یکی شونو که برداشتم ،دیدم مامانم یه دفتر رو باجلدش پاره کرده وگذاشته کف صندوق!  چه دست خط آشنایی بود .نگاه به جلد درب وداغونش کردم : وااااااااااای خدا جون:

نام ونام خانوادگی: س ..... ی  (عجب !)

کلاس :چهارم الف

خانم :فلامرزی  (احتمالا فرامرزی بودن ایشون ! اخه فلامرزی که معنی نمی ده)

دفتر :انشا

نمی دونین چقدر خوشحال شدم.این یعنی من برگشتم به چیزی حدود پونزده سال قبل. خیلی رنگ وروش رفته بود .ولی میشد خوندش.مهرهای صد آفرین وهزار آفرین بود که همینطور فرت وفرت پای انشاهای من زده خود نمایی می کرد!! اینجا بود که من فهمید م عجب دانشمندی بودم من اون روزا  کسی نبوده کشفم کنه !درمورد همه چی انشا نوشته بودیم: فصل بهار-ماه رمضان- عید نوروز- روزمعلم- درختکاری و... هرچی گشتم دنبال موضوع علم بهتر است یاثروت پیداش نکردم! احتمالا اون موقع سن ما به این چیزا قد نمی داده!

خلاصه چشمم خورد به موضوع " ازخودگذشتگی" یاد یکی از دوستانی که به تازگی این کاررودرحق من انجام داده بود(!!!!!!)افتادم وخوندمش . به به عجب انشایی بود. جفنگیاتی که صدقه سر دست خط خرچنگ غورباقه ای و تکرار بیش ازصدباریه جمله دریه خط، می شد یه صفحه !!  توجه شما رو به این شاهکار ادبی که این روزا پایه خنده دامادهای خانواده مارو جورکرده جلب می کنم:

لطفا با لحن یه دختر بچه کلاس چهارمی بخوانید:

                                                        به نام خدا

موضوع انشا: ازخودگذشتگی

ازخودگذشتگی چیزخیلی خوبی است. ما باید درزندگی خود از خودگذشتگی کنیم تا خدا ما را دوست داشته باشد. از خودگذشتگی خیلی خوب است .ما باید درکارهایمان ازخود گذشته باشیم. معنی ازخودگذشتگی این است که ما از چیزی که دوست داریم ازخودگذشتگی کنیم(!!) مادرم می گوید از خود گذشتگی کار خوبی است وما باید درزندگی از خودگذشتگی داشته باشیم(!!!) وخدا انسانهایی را که اینکار را انجام دهد بسیار دوست دارد. من درکارهای خانه به مادرم کمک می کنم(!!!!!) برای اینکه خدا من را دوست داشته باشد.

نتیجه : ما از این انشا نتیجه می گیریم که ازخودگذشتگی کنیم تاخدا ما را دوست داشته باشد چون از خود گذشتگی چیزخیلی خوبی است(!!!!!!)

باورتون میشه ؟ بچه های کلاس چهارم الان رو (وشایدم همون دوره رو!) باخودم که مقایسه میکنم ... بهتراینکار رونکنم!!

پ ن 1: از سرکارخانم فرامرزی خواهش میکنم اگر یک درهزار،احیانا گذرتون به اینجا افتاد خبرم کنین . هم دوست دارم بدونم الان چه کارمیکنین هم میخوام بپرسم چرا این انشا رو به من 20دادین؟!!!!

پ ن 2: دوستان معنی از خودگذشتگی رو فهمیدین؟!!!نیشخند

+ سمیه ; ۳:٢۱ ‎ب.ظ ; ۱٠ خرداد ۱۳۸۸