کچل کچل کلاچه !

  کلافه

این حالت این چند روز منه قبل وبعد ودرحین کار !

من  همیشه خودم به هرکس که میخواست حسابدار بشه توصیه میکردم (الانم می کنم -توصیه !)که اگه صبر وحوصله ش در حد low هستش می تونه اینکاره بشه اما نمی دونستم یه روزی خودم از دست این شغل ضعف اعصاب میگیرم! هرچی میخوام هی تلقین کنم درست میشه ، راست وریست میشه ،انگار نه انگار...

همه چیز درهم و ورهم . بی نظمی وناهماهنگی بیداد میکنه من نمی دونم این حسابدار قبلیه واقعا حسابدار بوده یا حساب ساز؟! من در آوردیشم که بخوای حساب کنی بهتر از اینه که الانه...

تازشم میخوام بعد از یه همچین روزی برم خونه ،آقای ت صدا میزنه : قبل از رفتن نیم ساعت بیاین اتاق من !

ایشون می گن نیم ساعت ولی نیم ساعت کارشون نصف روز طول میکشه .

ول کن بابا بذار برم سرخونه زندگیم  اضافه کاری میخوام چی کار؟! بچه هام ویلون وحیرونن (چه توهمی!)

حیف این همه پول شامپوی هد اند شولدرزی که خرج موهام کردم! عوضش میکنم .داروگرش میکنم که دلمم نسوزه ....کلافه

+ سمیه ; ٢:۱۸ ‎ب.ظ ; ٥ خرداد ۱۳۸۸