یادداشت های یک کــــــــــــــارگر تمام وقت!!

قبل نوشت:

بعضی جمله ها رو شاید بارها شنیده باشی ولی خاصیتشون جوریه که  هرموقع هم که دوباره بشنویش، هنوز تروتازه ست ! درست مثل این جمله ی دکترشریعتی که هیچوقت از بین اس ام اسام پاکش نمیکنم:

خدایامرابه بزرگی چیزهایی که داده ای آگاه وراضی کن تا کوچکی چیزهائی را که ندارم ،آرامشم را به هم نریزد...

اصل مطلب:

سُمی هستم ! کارگر ِشب ِعید تمام وقت ! .البته قبلاًتر ها اسممون سمیه بود و با هیچ کسی ام نسبتی نداشتیم !ولی دقیقا از 60روز قبل ازاین، تایک ساعت مونده به تحویل سال  که میشه ، توی خونه مون ،می شیم سُمی جون ِ مامانم اینا و از بستگان نزدیک ِکوزت اینا  !ا یعنی از همون اول بهمن ماه  این مامان ِما شروع میکنه به سُمـــــــــــــی گفتن و ای دختر خوب ونازم گفتن و اینکه  کار ِ هیشکی رو قبول نداره جز خودم گفتن و دلش نمیگیره کسی رو بگیره که  بیاد تمیز کنه گفتن و خلاصه چنان درمدح کوکب خانوم بودن(زن عباس آقا بودا !کلاس دوم یا سوم بودیم انگاری!توکتاب فارسی مون !منظورهمونه !)و پاکیزگی  و تمیزکار بودنِ ما ، میگه ومیگه که دیگه مام حسّاس ودل نازک  و  صد البته هم ،دختری خـــــــــــــوب وتمیز!! مگه میتونیم نه هم بیاریم آیا ؟ !البته من خودم شخصاً از سالهای دور تا به امروز به مراسم خونه تکونی ، علاقه زیادی داشتم ودارم و روزائی رو  که فرشای خونه مون جمع شدن و همه چیز از سرجاش دراومده که تمیز بشه و همه ی اتاقا ریخت وپاشه و شلم شولبائی شده اون وسطا روخیلی دوست دارم ! روزائی که تموم خونه بوی شیشه پاک کن و انواع واقسام شوینده رو میده واصلا نمیشه راحت نفس بکشی !روزائی که خاک گلدونای قدیمی مامانم ،موقع گردگیری  بره تو ی حلقم و روزائی که داداشم هی راه به راه بگه پنجره های روبه کوچه رو دست نزن خودم میرم پاکشون میکنم !! (غیرتش منو کشته !!)

 خلاصه که میخواستم بگم از ما فقط حسابداری و دفتر ودَستک بازی برنمیاد ! ما رو اگه بلد باشن کشفمون کنن ، خیلی کارای دیگه م ازمون ساخته س که البته واسه هرکسی ام انجامشون نمیدیم آ ! فقط واسه مامان گلی مون اینا و بازم فقط واسه مامان گلی مون اینا ! الان چن تا از این کار خوشگلامو رو کنم واستون فقط به شرطی که دقت داشته باشین که فقط واسه کی ؟ آ بارکیلا ! فقط واسه ی؟ آفرین !مامان گلی مون اینا!

 دیوار پا ک میکنیم  :  آآآآآآآآآآآآح ! (آیکون دیوارای تمیز! براق! صاف ! اصلاانگاری الان رنگ خورده لامصب!)

چارپایه ی دومتر ونیمی  میذاریم زیرپامون میریم ازش بالا و لوسترهارو  درمیاریم ! ( ماشالا ! شیردختری ام  من واسه خودم! ای جان!!)

 کف اتاق و راه پله و زیرزمین و آشپزخونه می سابیم! آی می سابیم آی می سابیم  ! (آیکون سمیه با یک عدد سطل مملو از آب کف ومَف  و یک  تی دسته دار  به دست و یه دست به کمر و دریک کلام "کوزت ِ بی نوا "!!) 

باز دوباره همون چارپایه رو میاریم و پرده ها رو بازمیکنیم و می ندازیم اون ور بعدم  میریم  میشوریم !!

 شیشه پا ک میکنیم جوری که اصلا دیگه نفهمی کجای خونه شیشه داره کجاش نداره ! فقط باید خونه مااومدی،خیلی مواظب باشی با سرنری تو شیشه که دیگه اگه جاش رو پیشونیت موند،تقصیر خودته چون بایدمیفهمیدی که شیشه هارو کی پاک کرده !!!چی فک کردی؟ کم الکی که نیست !!

به هرحال اینا فقط پاره ای از هنرنمائی های ما بود که حمل برخودستائی نشه ،میخواستم درجریانشون باشین !

خورده گفته هام:

١- مدتهاست دلم واسه یه دل سیر وبلاگ خونی تنگ شده..خیلی وقته که به وبلاگ لینکهامم نتونستم برم ..ولی دیگه مطمئنم که کسی نیست که دلیلشو ندونه ! آقا ما همینجوریشم هردفه ای آه وناله مون ازدست این کارای شرکت به آسمون بود !دیگه الان که روزای آخر اسفند و بستن حسابا وتسویه حسابا و گرفتن تراز وبار سنگین مسئولیت و وای وای وای که دیگه ادامه ندم بهتره ! ! خب اینم شغل ماست دیگه ! کاریشم نمیشه کردبجز اینکه باهاش راه اومد بلکم یه کم دوست داشتنی شه لامصب!(البته من دوستش دارم آ..اونم به همه  همینو گفته !! )

٢- خونه تکونی ،کار آقایونه ! صد درصدهم کار خودشونه ! نه و نمیخوام وبه من چه ونمی کنم و حتی اینکه باهم  واینا واینام نداره ! خب حالا منو که دیدین اینکارا رو میکنم فرق میکنه ! من میخوام  اسمم به عنوان مردترین دختر سال ،ثبت بشه ! :دی

 الان گفته :

عجب ! من دیدم دیروز چقدر روز خوبی بودآ ! هی همه جا نقل ونبات و شکلات بازاری بود بیا و ببین آ ! هی آقایون بغل بغل گل وبلبل دستشون بود آ ! هی تلوزیونمون برنامه های شاد و مهیج و اینا داشت آ ! هی همه جا مراسم تجلیل و تقدیر واینا بود وهی مسئولین جم شده بودین تو این همایش واون همایش ومشغول بررسی مشکلات یه قشر خاص واینا بودن آ(بسه دیگه طعنه هم حدی داره دختر !!) نگو دیروز ٨ مارس بوده ! نگو انگاری روز جهانی زن بوده!

..................................

"تبریک به دل ِمهربون و آسمونی ِ لطیف ترین موجودخد ا ... "

" با آروزی اینکه هر زنی سرسختانه به دنبال برابری باشد  وهرگز درشرایطی نباشد که برای مرد بودن دست به دعا بردارد..."

اینم یه مشت لینک مرتبط :

زن از نگاه مولوی

سال ٨٨ به کام زنان نبود!

زن بد هم زن است...

خب مشت من کوچیکه دیگه ! سه تا بیشترجا نداشت! :دی

+ سمیه ; ٦:٠٢ ‎ب.ظ ; ۱٧ اسفند ۱۳۸۸